
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب
من به یادت هر صبحجام ِمی از لب ِ خورشید جهانمی نوشم.و به آهنگ ِسحر می رقصم.این چه شوقی ست.که در بوسه ی هر غنچه به لب های نسیمپشت آواز چکاوک بر یاسروی لغزیدن انگشت علفبر تن دشتمیبرد خاطرِ دل را تا توصبح من بازتو را میجوید. بخوانید...
ادامه مطلب